چند کلمه برای محبوب

 

 

مولاجان! ما دوست داريم ساكت باشيم تا صداي شما در قلب مان طنين انداز شود، اكراه داريم از اين كه اثري از خودمان برجا بگذاريم، دوست داريم در تمام عالم هستي يك ردپا باشد و آن هم ردپاي شما، همه جا جلوه هاي شما باشد، همه جا از عطر وجود مباركتان آكنده شود، همه بدون هيچ حجابي از تابش نور خدايي شما بهره ببرند.

مولاجان! ما دوست داريم از پروانه هايي كه از فواصل دور خود را به منبع نور مي رسانند و ديوانه وار به دور آن طواف مي كنند كم تر نباشيم.

مولاجان! ما از خوبان شنيديم كه شما دوست داريد در اين زمانه ما را در عرصه ي معارف ببينيد، ما هم مشتاقانه تبعيت كرديم و فقط از اين باب است كه چيزهايي مي گوييم و مي نويسيم. اگر محصولاتمان مورد رضايت شما نيست، خودتان اين دري را كه باز شده ببنديد و تا وقتي كه تحت تعليم و تربيت كافي قرار نگرفته ايم آن را باز نكنيد. اگر اشكالي در معارف عرضه شده مان وجود دارد، منت بر سرمان بگذاريد و راه اصلاح آن را برايمان باز كنيد.

مولاجان! ما از آن پيرزن خريدار يوسف (ع) هم پرتوقع تر هستيم! آن پيرزن دو كلاف نخ آورده بود، ولي ما همان را هم نداريم و دوست داريم در صف خريداران شما باشيم! به هرحال هيچِ ما و كرمِ شما!

خــُدای مـن مـرا  ببخش ، که بنـده ات نبـوده ام

 


خــُدای مـن مـرا  ببخش ، که بنـده ات نبـوده ام

همیـشـه  پـاک  بـوده ای  و  پـُر گنــاه  بـوده ام

خــُدای مـن مـرا  ببخش ، که عـاشقی نکـرده ام

به حـد ِّمـرگ رفتـه ام  وَ بنـدگی؟ ... نکـرده ام!

خـُـدای  مـن حـلال کـن ، تمـام ِ مـن  حـرام شـد

تمـام ِ مـن  بـه  یافتن ،  به چـاره هـا تمـام شـد

خــُدا مـرا...مـرا خـُـدا...مـرا کـه پــاک سـوختم

مـرا که چشـم خـویش را ، به رحمتِ تـو دوختم

خـُـدای مـن، خـُـدای خـوب، خــُدای بی نـیاز من

تـو رب ِّ مـن ، بهـانه ام، خــُدای چـاره ساز من

مـرا ببین ، در این  بـلا ، شکستـم  و خمیده ام

مـرا  کـه  دست بسته ام ، و خستـه  آرمیـده ام

مـرا خــُدا، مـرا ببخش، مـرا که روز، شب شـدم

مـرا  کـه  از ســلامتی ، اسیـر درد  و تب شـدم

مـرا ببخش به حقِّ خود کـه سخت غـریق محنتم

در ایـن ســرای  بی کسی ، اسیـر  درد  و ذلتـم

و رحمت  تـو واسع  و عنایت ِ تـو بی حـد است

و بخشش وعطـای تـو، به عالمی  سـرآمـد است

بهانه ها به عشق تـو، ترانه ها به عشق تـوست

زمیـن و هستی و همه کرانه ها به عشق تـوست

رجب  دوبـاره  آمــده ، و مـاه ِ خــوب ِ بنــدگـی

وَچشـم به رحمت تـو است، به مـاه خوب زنـدگی

پنـاه ِعـاشقــانه هـا... پنـاه ِ هــر چـه  بی کسی

چگـونه می شــود که باز... به داد ِقلبها رسی؟!


یاستار

 

هرچه مي‌افتد به درگاهت نگاهم بيشتر

باز هم لطف تو باشد از گناهم بيشتر

پيش مردم آبرويم دادي امّا باز هم

هرچه مي‌بينم منم كه روسياهم بيشتر

 

بر خلاف آن مسيري كه تو گفتي مي‌روم

دور مي‌گردد ز تو اينگونه راهم بيشتر

 

پُر توقُّع كردي‌ام با مهرباني‌هاي خود

من...فراري ، تو...ولي دادي پناهم بيشتر

 

با تمام زشتي‌ام وقتي كه مي‌گويم حسين

رو نمي‌گيري ، مي‌اندازي نگاهم بيشتر

 

لطف كردي نوكر ارباب خلقم كرده‌اي

خود بگو كه ديگر از اين چي بخواهم بيشتر

شعر از آقای علي صالحي

اي يوسف زهرا!

 

اي يوسف زهرا!

                     گوشه چشمي به ما كن كه چشمانت

                                           درد هارا دوا ورشته محبت وعشقت

                       دل را از تعلقات رها ميكند..

اي گل نرگس

                                         نيم نگاهي از نرگس مستت كافي است

                 تا بتوانيم باب حرم دل را به سويت بگشاييم

                                                  وغبار اغيار از اينه جان بزداييم

                   اي جان عالم فداي خاك پايت نگاهت را از ما دريغ مدار

                                         

               

اي گل زهرايي

 

يك عمر در پي تو سفر كردم با اتش فراق تو سفر كردم
روز به روز به انتظار تو شب گرديد
شب را به شرق وصل تو سحر كردم
با كيمياي عشق تو اين دل را ارزنده تر زگوهر كردم
جزء مهر رويت اي گل زهرايي از دل هر انچه جز تو به در كردم
اللهم عجل لوليك الفـــــــــــــــــــرج

از اینکــه باز "عاشــــــــــــــورا" شود تکرار ، می ترســــــــــــــم

 

مـــــــن از اشکی کـــه می ریزد زچشم یار ، می ترســـــــــم

از آن روزی که اربــــــــــــــــــابم شود بیمــــــار ، می ترســـــم

همــــــه ماندیم در جهلــــــــــی شبیه عهد ِ دقیـــــــــــــانوس

من از خوابیدن منجـــــــــــــــــــی درون ِ غار ، می ترســـــــــــم

رها کن صحبت ِ یعقـــــــوب و دوری و غم فرزنـــــــــــــــــــــــــــد

من از گرداندن ِ یوسف ، ســــــــــــر بازار ، می ترســـــــــــــــم

همه گوینـــــــــــــــد این جمعه بیـا ، اما ! درنگــــــی کــــــــن

از اینکــه باز "عاشــــــــــــــورا" شود تکرار ، می ترســــــــــــــم


.

اَللّـهُـــــمَّ اَرِنیِ الطَّلْعَةَ الرَّشیـــــدَةَ ، وَ الْغُــــــرَّةَ الْحَمیـــــــدَةَ

خدایـــا : بنمایان به من آن جمال ِ ارجمند و آن پیشانـــــى نورانى ِ پسندیـــده را ...


خدایا : مرا آن ده که مرا آن به ...

 

به سالهای رفته از عمرم فکر می کنم ...

به این که در قیاس کثرت عصیان و نسیان پنهان و اشکار من ، طاعت و عبادتی که قابل به بیان آن باشم ، نمی یابم ...

خدای مهربون من ، با دستان خالی ، چون گدایی سرگشته و خسته از هجوم آفات و تیرهای بلا و گناه در کنار درگاه آستان و حریم مقدست ، نشسته ام ...

مرا و عذر مرا  بپذیر و مرا از نجات یافتگان و ره یابان به طریق وصالت قرار بده ...

شاید با همه بدی ها و بد عهدی هایم ، شایسته این تمنا نباشم ، اما همین شناخت و معرفت اندکم به  مقام عظیم ربوبی ات ، مرا گستاخ و بی پروا می کند تا  باز هم از تو طلب یاری و راهنمایی داشته باشم ...

خدای من : کمکم کن تا رضایت تو را برای خود در همه احوالات داشته باشم و به عملی که تو را ناخشنود و غضبناک کند ، نزدیک نشوم ...

 (پروردگارا) تنها تو را مى پرستيم و تنها از تو يارى مى جوييم. ما را به راه راست هدايت فرما! راه کسانى که آنان را مشمول نعمت خود ساختى، نه راه کسانى که بر آنان غضب کردى و نه گمراهان ..  آمین

یوسفم ، کجایی ؟؟

 


یعقوب یادم داده اسـت ،

 

دلبرت وقتـی کـنارت نیـست

 

کـوربودن بهتر اسـت !

نیت گناه را هم از من دور کن

 

خدایا 

فرج امام زمان (عج) فرج و گشایش همه ی مؤمنین و مؤمنات

و همه ی مسلمانان و فرج همه ی بشریت هست

پس ای کسی که رحمتش همه چیز را فرا گرفته

در ظهور این خلاصه ی اولیایت تعجیل کن  

خدایا 

هدایت از آن توست

و هر کسی را بخواهی به راه راست هدایت می کنی 

پس ما را به راه راست هدایت کن 

ای هادی 

خدایا 

کسانی به من نیکی نموده و مرا مورد احسان و لطف خویش قرار داده اند 

یاریم کن جبران کنم نیکی هایشان را 

و یاریم کن قدردان آن ها باشم 

خدایا 

اجابت کننده تویی از کی درخواست کنم ؟

شنونده تویی به کی بگویم دردم را ؟

فهمیده و حکیم تویی پس چه کسی مرا می فهمد غیر تو ؟

اما نادان منم جاهل منم عاجز منم گدای تو منم گنهکار منم 

و 

درخواست کننده منم 

خدایا

ثانیه هایم را با یاد خودت آبادان کن 

خدایا 

دستم را که گرفتی رها نکن 

و مرا که راهنمایی کردی به ظلمت گناه باز نگردان 

و یاریم کن ایمانم را به ظلم آلوده نکنم 

خدایا 

ما را در صراط مستقیم قرار بده 

خدایا 

مرا از گروهی که نماز را سبک می شمارند قرار مده 

خدایا 

نیت گناه را هم از من دور کن 

یاریم ده تا در فکر و ذهنم نیز ، گناهی نکنم 

و خیال گناه نیز نداشته باشم 

خدایا

تو خود دستور به دعا دادی و استجابت آن را بر عهده گرفتی 

پس دعاهای ما را مستجاب کن

ای استجابت کننده ی دعا 

 

تشنه کام باران رحمت توام ....

 

آیا خدا برای بنده‌اش کافی نیست!؟

خدای من ،

 ممنون از اینکه به من فرصت گدایی و مناجات با خودت می دی ...

حبیب من  ،

 در تلاشم که به غیر تو دل نبندم ...

پروردگار من ،

 هر چند خسته و بیمار در گوشه ای از طریق هدایتت از راه بازمانده ام ...

اما امید دارم که باز هم رحمت بی پایان تو نصیبم شود و به سویت گام بر دارم ...

مولای من ،

 هر چند هیچ بهایی و هیچ توشه ای برای حضور در پیشگاه اسمانی ات ندارم  اما یک دنیا امید بسته ام به سابقه الطاف و مهربانی ات ...

مرا تنها مگذار ...

یاری ام ده تا هیچ چیز را شریک و مانند تو نپذیرم ..

خدایا ،

 کمکم کن تا هیچ گاه از یاد تو غافل نباشم .

با همه آلودگی ام ، هنوز هم بهترین لحظات زندگی ام هنگامی است که با تو مناجات می کنم .

خدایا ،

به بهانه بدکاری و گناهکاری ام ، روی از من نگیر و نگاه مهربانت را از من دریغ مکن ...

ای خدای من ،

 تا زمانی که تو مرا از درگاهت نرانی ، گدای کوی تو خواهم ماند ، حتی اگر با من دیگر مهربانی نکنی ...

عزیز من ،

 دل من به هوای وصال سلطان خود اروزی پرواز دارد نه حضور در بهشت او ...

یا ربنا ، الهی العفو ...

دلتنگی

 


                         

                  

گاه دلتنگیهاآنقدر قلبهارا می فشارد

             که اشکها راهم

             باریدن آرام نمی کند

 خدای خوبم:

             دلتنگیهایم را از نوازش خودت پر کن

سخنی با شما

 



                                     



خدایاآراستگیهارادرقلبم بجوشان                                                


                           تافقط شایستگیهاراتقدیمت بکنم

   

خدایا یاریم کن زندگی ام بندگی باشد


 نه شرمندگی 


              دوندگی باشد


                               نه درماندگی


حرف دلم با او....!

 

 

بنام نامی پروردگارجهانیان

 معبود ومحبوب دل عاشقان وعارفان...

خداوندعشق ودلدادگی..

تنهامعبودعبادت وبندگی....

پروردگاراخیلی دوست داشتم باتوحرف بزنم

 وخیلی حرفهای ناگفته رادردلم می یابم

 ولی نمیدانم ازکجاشروع کنم

ودربرابر ذات پاک وبی همتای تو چه بگویم؟

تویاری ام کن و زبانم را بگشاکه بتوانم با بهترین شنونده جهانیان سخن یگویم ...

پروردگارا دل پر از گناه وزنگار زده ی مرا با نور ایمان وپاکی یادت روشن وپاکیزه فرما..

الهی

 با سنگین گناهانی که بر دوش می کشم

مرا سر افکنده کرده

 تورا به عظمت و بزرگیت قسم میدهم

 این کوله بار پر مشقت را از دوش من بردار تا

 آزاد وسبک بال رو به سوی درگاه مهربانی و کرامتت به پرواز در آیم ..

الهی..

ای تنها معشوق ومعبودم

مرا در یاب واین بنده ضعیف وذلیل وپر گناه را که بر در خانه ات ایستاده پذیرا باش ..

بگشادرهای لطف ورحمتت را ...

بگشادرهای رافت وبخششت را...

تا مشتاقانه به کوی تو شتابان در آیم

 ومشمول رحمت وکرم ورضایت وخشنودی تو گردم ...

ای مهربانم کمکم کن..

دستم را بگیر

 وهیچوقت مرا از در گاهت مران

زیرا جز بر در آستان تو مرا پناهگاهی نیست...!

الهی همه ی مارا از شر وسوسه ی شیاطین جن وانس در امان دار...

الهی ایمان...تقوا...وروشنی دل را ارزانی ما فرما...

الهی پایی به ماعطا کن که جز در مسیرتو گام بر ندارد...

دستی به ما بده که جز در راه تو عملی انجام ندهد...

چشمی ده که جز جمال دلربای تو نبیند...

وگوشی به ما بده که جز سخن حق تو کلامی نشنود..

الهی !

ای معشوق عارفان!

ای معبود یگانه !

راه عبادت وبندگی ورسیدن به خودت رابر ما هموارتر کن ..

موانع بزرگ را از سر راه ما بردار...

نفس سرکش وراهزن وهلاک کننده راکه بر سر راه بندگی ما قرار میگیرد را نابود فرما

تا به دور ازهر خطری راه به سوی تو بپیماییم

الهی همواره خوان پر نعمتت را بر ما بگستران

 وتوفیق سپاس وشکر گذاری به ما عنایت بفرما...!

الهی تو را دوست داریم و می پرستیم

ما را در یاب ...

آمین ا

 

چشمش ببرد دلها ، دلها ببرد چشمش

 

چشمش ببرد دلها ، دلها ببرد چشمش


باور نکند خلق آن ، خلق آن نکند باور


حیران شده و عاجز ، عاجز شده و حیران


بنگر ز رخش چون بت ، چون بت ز رخش بنگر


عاشق شده ام بر وی ، بر وی شده ام عاشق

 
...یک سر دل من اوبرد، برد او دل من یک سر

نالم ز رخش دایم ، دایم ز رخش نالم

داور ندهد دادم ، دادم ندهد داور


گریان من و او خندان ، خندان من و او گریان

لاغر من و او فربه ، فربه من و او لاغر

منت به سرم برنه ، برنه به سرم منت

ساغر به کفم بر نه ، برنه به کفم ساغر

ژاله همه شب بارد ، بارد همه شب ژاله

دلبر صنمی شیرین ، شیرین صنمی دلبر

آذر به دلم برزد،برزد به دلم آذر