چون فروغ تو رسد

چون فروغ تو رسد این شب ظلمت برود
دوره محنت و غم دور مصیبت برود
چون تو از ره برسی خوبی و نیکی برسد
در پناهت ز جهان زشتی و نخوت برود
بذر امّید بپاشی به همه ملک جهان
از همه روح زمان سستی و رخوت برود
ارزش و منزلتی را کنی ارزان همه
دیگر از ملک جهان پستی و نکبت برود
گردد از لطف تو عالم همه اش صلح و صفا
از دل آدمیان کید و خصومت برود
علم کامل برسانی تو جهالت ببری
با تو از دور زمین مستی و غفلت برود
زنده از دولت بیدار تو ایمان بشود
آدمی سوی خدا با دل و رغبت برود
خرم آن سیر زمان در کنف دولت تو
که جهان با تو همه رو به سعادت برود

حبیب آرام بخش دل

 

" و انت المستعان"

" و تنها تویی یاور ما"

و در این برهوت بی کسی چه کسی دست خواهش این خلق را بی منت استجابت می کند؟ و چه کسی خواهش های خاک آلود ما را غبار می گیرد و چنان بر طاقچه ی زندگی مان می گذارد که گویی گوهری طلب کرده ایم و به فخر خود داشتن دیگران را به دیدنش می طلبیم.

آقا جان تنها تویی یاور و معین و مهربان ما، مادری که در خستگی های خود کودکش را نوازش می کند، امیری که بزرگی بنده اش را یاری می رساند، مولایی که غلام آزاد می کند و خود در پس پرده غیبت اسرات نفس غلام را می کشد و محبوبی که حبیب آرام بخش دل های غم گرفته ماست، غمی که از دوریش می سوزاند هستی مان را و خود باور نداریم.

ای یاور مهربان این جماعت کور، چشمان بینای ما را به دیدنت بیناتر کن.

دوستت دارم ای خدا

 


بشنو صدایم را

که می خواند تورا

 

که می خواهد باشد در آغوش پر مهر تو

 

وآه که نمی شود

و آه

و آه

 

و آه

 

آه که نمی شود

وای بر این دل سیاه من

من تورا می خواهم

 

اما

دلم با من نیست

باید بیرون انداخت

این دل را

وقتی سودای غیر تو را دارد

باید نابود گردد

وقتی مانع است

تا من

به زیبا ترین معشوق عالم برسم

 

ای عشق

تا تو هستی و تو می درخشی

چه نیازیست به خواهش های نفس

چه ملولیست از نبود دل

 

تا وقتی من تورا می خواهم

و

تو نیز ...

 

بی خیال از نبود دل

بی خیال از نبود

آرامش

و بی خیال

از همه ی دنیا خواهم بود

 

زیرا معشوقی بزرگ تر از تمام دنیا دارم

دوست ات دارم

ای مهربان ترین مهربانان


و هنوز هم هستی

 


گاهی زیاد

می گیرد دلم

گاهی پرشان خاطرم می کند

غصه های دور و برم

و گاهی خسته می شوم از زندگی

 

 

 

اما با اولین بارش بارن رحمت ات

تو را حس می کنم

و نجوایی در دلم

به آرامی حرف های ماهی ها می گوید

 

هنوز هم خدا هست

 

راست می گوید

 

و هنوز هم هستی

ای مهربان ترین مهربانان


او خواهد آمد

 

بنده همان به که زتقصیر خویش .....

 

بسم الله الرحمن الرحیم

یسئلونک عن الساعة ایّان مرسها ( اعراف – 187)

ای رسول ما ، از تو در باره احوال قیامت و ساعت آن سوال خواهند کرد که چه وقت خواهد رسید ؟!

خدایا چرا از تاریخ و زمان قیامت سوال می کنند ؟

میخوان بدونن؟! عیبی نداره بدونن !

میخوان علمشون زیاد بشه ؟! عیبی نداره زیاد بشه !

میخوان آمادگی اون روز رو کسب کنن ؟! عیبی نداره کسب کنن !

ولی مگه قرار تو اون روز چه اتفاقی بیفته ؟!

مگه اون روز ، روز تبلی السرائر نیست ؟! خوب الان هم داره نیت های باطنی ما در پیشگاه تو آشکار میشه !

مگه اون روز ، روز حشر نیست ؟! خوب الان هم داره حشر ما بسوی تو آشکار میشه !

مگه اون روز روز حساب نیست ؟! خوب الانم هم تو داری ذره ذره اعمال ما رو در دایره حساب محاسبه میکنی واصلا سریع الحساب هستی!

پس برای چی در باره قیامت از تو سوال می کنند؟!

من فکر می کنم یک فرقی اون روز با حالا داره و اون اینه که اون روز ، روز شناخت و آگاهیه!

روزیه که همه می فهمند که لا موثر فی الوجود الا الله هست .

روزیه که همه می فهمند دچار چه خسرانی شده اند !

روزیه که همه می فهمند می بایست افوض امری الی الله باشه !

روزیه که همه می فهمند روزی رسان او بوده !

روزیه که همه می فهمند سریع العقاب یعنی چه !

روزیه که همه می فهمند لا حول ولا قوة الا بالله هست !

همه علم فعلی رو وجدان می کنند ، درک می کنن ، شهود می کنند !

خوب اون وقت چه اتفاقی می افته ؟!می خواهی چکار کنی ؟ اصلا چکار میتونی بکنی؟!

غیر از اینه که می خواهی به دست و پای خدای مهربون بیفتی و از او بخاطر گناهانت عذر خواهی کنی ؟!

غیر از اینه که طلب توبه و غفران داری ؟!

غیر از اینه بخاطر ضعف آگاهی و شناختت عذر تقصیر بیاری ؟!

خوب همین الان همین کار رو بکن !

حالا که وقت و فرصت داری عذرخواهی کن !

همین حالا بخاطر شرکی که در اعمالت داری توبه کن !

عذر خواهی الان شاید به حالت سود بیشتری داشته باشه ، که قطعا داره ! حتما باید وقت بگذره ؟!

نذار وقت بگذره ، همین حالا وقتشه !

خدایا .........

الهی .........

معبودا .......

رئوفا .......

معشوقا ......

 

:::: حیات بخش حیات ::::

 

 

"وضاقت الارض"

" و زمین بر ما تنگ آمد"

چه سخت می شود قدم برداشتن بر این خاک و نگاه کردن بر آسمان وقتی مولایی به اراده ی حق بوندش را پنهان کرده تا بخواهیم آمدنش را و چه قلبها که تنگ شده و چه احساس ها که در جسم زندانی اند و چشم هایی که نابینا می شود تا به دیدار حق نور بینایی بیابد و چه گام ها که بر زمین کشیده می شود از تنگی زمین و زمان.

آقا جان، دیگر این قلب های زمینی تاب تحمل تپش آسمانی را ندارد، دیگر این دل های دریا شده به محبت شما وسعت دریا را طلب می کنند برای حیات، و حیاتشان جز به حضور شما تحقق نخواهد یافت، آیا ای حیات بخش حیات آمدنت را دعا می کنی برایمان؟


جرم عشاق

 

عشـّاق را هماره به دشمنی عشق می کشند ٬

 

 نه به جرم عاشقی ...

.... وتو ای خدا

 

افکارم را ویرانی در بر گرفته است خدای من

از وقتی که

دیدم ات

در هزار سوی خیال

دیدمت

هنگامی که هزاران فرسنگ دور می شدم از جلالت

از جبروت ات

 

دیدمت وقتی در این دوری

زیر لب کفر می بستم به وجود مقدس ات

 

دیدم ات

همواره با لبخند

دیدم ات که چگونه به انتظار من نشسته ای

و چگونه برایم نگرانی

دیدم ات

وقتی گرگ ها پرسه می زدند

دور و برم

دیدم ات که چگونه برایم دل می سوزاندی

 

و دیدم ات

آن روز که همه و همه

تنهایم گذاشتند

و رفتند

 

اما تو ماندی

با تمام معصیت هایم

مرا به آغوش کشیدی

و آن دم فقط تو برایم مانده بودی

ای مهربان ترین مهربانان

 

اما من باز هم ترک آغوش کردم

به دامانی پناه بردم که تو مرا

دور می ساختی از آن

و آن دم که پشیمان شدم از آن دامان

 

باز دیدم ات

و تو هنوز همان خوب دیروز بودی

ای عاشق ترین معشوق

 


خدایا نعمت ولایت و امامت را بر ما افزون کن

 

بسم الله الرحمن الرحیم

چهارشنبه ، پنجشنبه و جمعه در حرم رضوی دعاگوی دوستان ودلنوشته ای را که در آنجا داشتم تقدیم دوستان می کنم

خداوند مهربان را شاکریم که به ما نعمت وجود و هستی را داد و توفیق داد که به سوی او گام برداشته و حرکت کنیم .

خداوند عزیز را شاکریم که نعمت ولایت را به ما عطا کرد و وارد دژ و حصن مستحکم ولایت نمود .

خداوند رحیم را شاکریم که ما را در کشوری قرار داد که منصوب به امامت است ؛ راهبر ما را ولایت ، و تلاش ما را  در حرکت در قرب ، به سوی خود قرار داد .

خداوند کریم را شاکریم که به ما توفیق پابوسی و زیارت آقا امام رضا – علیه السلام – را عطا کرد.

خدائند منّان را شاکریم که به ما توفیق داد  درسر زمینی  قدم بگذاریم ( مشهد مقدس ) که روزی آقا و سرور ما ( امام رضا )  در آن قدم زده است .

خدا را شاکریم که به ما توفیق داد در سرزمینی وارد شویم که مولایمان حضرت صاحب ( علیه السلام ) همواره برای زیارت جدّش بر آن قدم می گذارد .

خدا را شاکریم که به عرضی وارد شده ایم که هوای آن توسط مولا و سرورمان حضرت صاحب (ع) مورد استنشاق قرار گرفته .

خدا را شاکریم که به زیارت امامی آمده ایم که با هجرت خود به کشورمان زمینه پرورش منتظران و یاوران مهدی (ع) را فراهم کرد و این وظیفه از ازل به او سپرده شد .

خدا را شاکریم که عاشق امامی هستیم که رئوف است ؛ و متجلّی به خدایی است که رئوف بالعباد است .

خدا را شاکریم که پابوس امامی هستیم که سلطان است ؛ سلطان مُلک و ملکوت ، سلطانی که مظهر و جعلنا الارض خلیفه می باشد .

خدا را شکر که وارد سرزمینی شدیم که قطعه ای از بهشت است .اصلا خود بهشت است .

خدا به حضرت موسی (ع) وحی کرد ، با عصایی که در  دست داری برسنگ بزن و دوازده چشمه از آن جوشید و جاری شد و دستور داد هر قومی با توجه به هر مشرب و ذائقه ای که دارند از هر چشمه ای که دوست دارند آب بخورند ؛ و ما خدای حکیم را شاکریم که یکی از این 12 چشمه – چشمه ای زلال با طعم رضوی -  را در کشور و مملکت ما قرار داد و ما را سیراب از این آب زلال فرمود؛ چشمه ای به وسعت هستی و مابین دریای احدیت و واحدیت است؛ چشمه ای که منبع فیض آن حقیقت محمدیّه است ، حقیقتی که ماه و خورشید و یازده ستاره بر آن سجده کردند .

خدا را شکر که امام رضا (ع) را امام ما و فصل الخطاب  قرار داد .

کسی که علی (ع) امام اوست ، معلوم نیست که یازده نور دیگر امام او باشند و او دوازده امامی باشد ؛ کسی که حسن و حسین (ع) امام او هستند ، معلوم نیست که ائمه بعد از آن ذوات شریف امام او باشند   واو دوازده امامی باشد؛ کسی که امام جعفر صادق (ع) امام اوست ، معلوم نیست که ائمه بعدی امام او باشنند و او دوازده امامی باشد ؛ ولی کسی که امام رضا (ع) امام اوست ، قطعا و یقینا او شیعه دوازده امامی هست و ما خدا را شاکریم که امام رضا (ع) امام ما و فصل الخطاب است .  

خدایا شکرت؛ خدایا شکرت

لئن شکرتم لازیدنکم

خدایا نعمت ولایت و امامت را بر ما افزون کن

خدایا نعمت عبادت و اطاعت را در ما افزون کن