چشمش ببرد دلها ، دلها ببرد چشمش
چشمش ببرد دلها ، دلها ببرد چشمش
باور نکند خلق آن ، خلق آن نکند باور
حیران شده و عاجز ، عاجز شده و حیران
بنگر ز رخش چون بت ، چون بت ز رخش بنگر
عاشق شده ام بر وی ، بر وی شده ام عاشق
...یک سر دل من اوبرد، برد او دل من یک سر
نالم ز رخش دایم ، دایم ز رخش نالم
داور ندهد دادم ، دادم ندهد داور
گریان من و او خندان ، خندان من و او گریان
لاغر من و او فربه ، فربه من و او لاغر
منت به سرم برنه ، برنه به سرم منت
ساغر به کفم بر نه ، برنه به کفم ساغر
ژاله همه شب بارد ، بارد همه شب ژاله
دلبر صنمی شیرین ، شیرین صنمی دلبر
آذر به دلم برزد،برزد به دلم آذر
+ نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 6:30 توسط صاحبدل
|