به سالهای رفته از عمرم فکر می کنم ...

به این که در قیاس کثرت عصیان و نسیان پنهان و اشکار من ، طاعت و عبادتی که قابل به بیان آن باشم ، نمی یابم ...

خدای مهربون من ، با دستان خالی ، چون گدایی سرگشته و خسته از هجوم آفات و تیرهای بلا و گناه در کنار درگاه آستان و حریم مقدست ، نشسته ام ...

مرا و عذر مرا  بپذیر و مرا از نجات یافتگان و ره یابان به طریق وصالت قرار بده ...

شاید با همه بدی ها و بد عهدی هایم ، شایسته این تمنا نباشم ، اما همین شناخت و معرفت اندکم به  مقام عظیم ربوبی ات ، مرا گستاخ و بی پروا می کند تا  باز هم از تو طلب یاری و راهنمایی داشته باشم ...

خدای من : کمکم کن تا رضایت تو را برای خود در همه احوالات داشته باشم و به عملی که تو را ناخشنود و غضبناک کند ، نزدیک نشوم ...

 (پروردگارا) تنها تو را مى پرستيم و تنها از تو يارى مى جوييم. ما را به راه راست هدايت فرما! راه کسانى که آنان را مشمول نعمت خود ساختى، نه راه کسانى که بر آنان غضب کردى و نه گمراهان ..  آمین