حبیب آرام بخش دل
" و انت المستعان"
" و تنها تویی یاور ما"
و در این برهوت بی کسی چه کسی دست خواهش این خلق را بی منت استجابت می کند؟ و چه کسی خواهش های خاک آلود ما را غبار می گیرد و چنان بر طاقچه ی زندگی مان می گذارد که گویی گوهری طلب کرده ایم و به فخر خود داشتن دیگران را به دیدنش می طلبیم.
آقا جان تنها تویی یاور و معین و مهربان ما، مادری که در خستگی های خود کودکش را نوازش می کند، امیری که بزرگی بنده اش را یاری می رساند، مولایی که غلام آزاد می کند و خود در پس پرده غیبت اسرات نفس غلام را می کشد و محبوبی که حبیب آرام بخش دل های غم گرفته ماست، غمی که از دوریش می سوزاند هستی مان را و خود باور نداریم.
ای یاور مهربان این جماعت کور، چشمان بینای ما را به دیدنت بیناتر کن.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 1:35 توسط صاحبدل
|