از سر کوی تو ای دوست مرا جایی نیست

در دل ســوخته ام جز تـو دل ارایی نیـست

از در خویــش مرانـم که مرا در هـمه عـمر

غیر دیدار جمال تو تمنایی نیست

حلقه ی خــانه احســـان تو را می کوبم

غیر این خانه مرا ملجا و ماوایــی نیست

همه جا پرسه زنان در پی تو میــگردم

هر کجا می نگرم از تو رد پایی نیـست

همه جا جام دل ارای تو را بوسه زدم

اسم تو هست ولی از تو مسمایی نیست